چکیده: تحلیل سوات ابزاری کارآمد برای شناسایی شرایط محیطی و توانایی های درونی سازمان است. پایه و اساس این ابزار کارآمد در مدیریت استراتژیک و همین طور بازاریابی، شناخت محیط پیرامونی سازمان است. پژوهش حاضر با هدف اولویتبندی استراتژیهای تدوین شده در سازمان ایکس با استفاده از رویکرد ترکیبی تصمیمگیری چند معیاره و تحلیل سوات صورت گرفته است. نظر به پیچدگی روابط میان عوامل مدیریت استراتژیک از تکنیک فرایند تحلیل شبکه استفاده شده است.
با توجه به نتایج تحلیل فرایند تحلیل شبکه میتوان گفت مهمترین فاکتور در انتخاب استراتژی وجود نیروی كار ماهر و متخصص در سازمان است. بعد از آن وجود سرمایههای مالی مناسب در شركت از بیشترین اولویت برخوردار است. برای شناسایی استراتژی بهینه نیز از تکنیک تاپسیس استفاده شده است. تجزیه و تحلیل تاپسیس نشان میدهد شرکت X برای برنامه ریزی استراتژیک باید بر روی نقاط قوت خود و با عنایت به تهدیدهای محیطی تکیه نماید.
مقدمه: تحقیق حاضر با این هدف انجام گرفت که مشخص کند چگونه میتوان استراتژیهای تدوین شده دریک سازمان را با استفاده ازتکنیکهای تصـمیمگیری چندمعیاره (MCDM) درروش تجزیه و تحلیل SWOT اولویت بندی نمود. نتایج این تحقیق از یک سو برای دانش پژوهان و از سوی دیگر برای موسسات، شرکتها و کارخانجاتی که برای خود چشم انداز و افق بلند مدت ترسیم میکنند و بر این اساس نیاز به اجرا و پیاده سازی برنامه ریزی استراتژیک و اولویت بندی و انتخاب مناسب ترین استراتژی بر اساس وزن و اهمیت عوامل و معیارهای تعیین کننده تجزیه و تحلیل SWOT دارند، کاربرد دارد. به منظور انتخاب بهترین استراتژی از TOPSIS استفاده شده است. از آنجا که در این مطالعه، انتخاب یک استراتژی مطلوب به شناسائی و رتبهبندی عوامل کمی و کیفی زیادی بستگی دارد، لذا استفاده از روش TOPSIS برای آن درنظر گرفته شده است. براین اساس نقاط قوت درونی و فرصتهای محیطی به عنوان عوامل مثبت و نقاط ضعف درونی و تهدیدهای محیطی به عنوان عوامل منفی در نظر گرفته میشوند. راهحل بهینه راهحلی است که بیشترین فاصله را از عوامل منفی و کمترین فاصله را از عوامل مثبت داشته باشد.
در ابتدا به بررسی ژرف ادبیات موضوع و پژوهشهای انجام شده داخلی و خارجی پرداخته شد تا مبانی اولیه در تدوین پیش فرضهای لازم برای شناسائی مهمترین عوامل و معیارهای تاثیر گذار بر انتخاب استراتژی فراهم آید. پس از بررسی ادبیات موضوع و ایجاد ذهنیت اولیه، جهت کاربردی شدن پیش¬فرضها، مصاحبه های تفصیلی با اساتید دانشگاهی، مدیران و افراد رده بالای شرکت تولیدی صنعتی X مطالعه صورت گرفت. بر این اساس معیارهای اصلی انتخاب استراژی، روابط میان معیارهای اصلی و در نهایت فاکتورهای موجد معیارهای اصلی انتخاب استراتژی شناسائی شدند و به این ترتیب مدل اصلی پژوهش، تنظیم گردید. برای دستیابی به هدف نهائی پژوهش گامهای اصلی زیر برداشته شد: در گام نخست با استفاده از تکنیک دلفی معیارهای زیربنائی تحلیل SWOT در سازمان X شناسائی گردید. در گام دوم معیارها و زیرمعیارهای انتخاب استراتژی با تکنیک ANP مقایسه و اولویتهای میان آنها تعیین گردید. در نهایت با استفاده از تکنیک TOPSIS بهترین استراتژی برای سازمان X انتخاب گردید.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده